گر تیغ تیغ ناز تو و دست دست توست
عالم تمام کسته چشمان مست توست
مپسند پایمال جفا و ستم شود
بیچاره ای که شیشه جانش بدست توست
در حیرتم که وصف ت. چون کنم
گر آفتاب و ماه تو بگویم شکست توست
حاجت به باده نیست که مستی عاشقان
از چشم مست و لعل لب می پرست توست
با دین مرا چکار که در کیش عاشقی
امروز حق بجانب چشمان مست توست
هرچند گل عزیر جهانست خار توست
هرچند سر ناز و بلندست پست توست
ای زلف تابدار و که دل می ری ز خلق
خرم دل کسی که بجان پایبست توست
یابن الحسن آقام
دل بر که توان بست چو دلدار نباشد
غم با که توان گفت چو غمخوار نباشد
ای صاحب دل خانه دل مسکن یار است
این خانه نشیمنگه اغیار نباشد
زاهد چه گشایی در دکان ریا را
اکنون که تو را رونق بازار نباشد
گریان شدم از دیدن رویش که به خورشید
در چشم توانایی دیدار نباشد
تا هست سر شوق گلستان جمالت
دل را هوس دیدن گلزار نباشد
از ماه جها تا به جمال تو چه گویم
خورشید بدین جلوه رخسار نباشد
با حلقه زلف تو چه تسبیح و چه زنّار
جز می توام سبحه و رنّار نباشد
جان باخته در راه تو این دل که حیف است
بر وی گذری از رخت ای یار نباشد
جان حسین ( پنج بار )
تموم حرف دلمه درد دله مثل یه راز
من بدم اما تو خوبی تو رو خدا با من بساز
من بدم اما آقا جون باید تحملم کنی
خدا نیاره اون روزو بخوای منو ولم کنی
همه درا به روی این سگ خونت بسته شده
دلم میگه انگار حسین از این سگه خسته شده
ای همه هستی من دلم شده پر از بلا
من یه سؤال دارم فقط کی میبریم کرببلا
یادش بخیر اون روزی که منو تو بردی کربلا
ذکر لبم همین بوده دوست دارم امام رضا

 
هر کجا می روم نام تو بر لبم
من غلام تو نوکر زینبم
یا ابا عبد الله ( چهار بار)
هستی من بود عشق تو یا حسین
کی شود بینمت یک نظر یا حسین
یا ابا عبد الله ( چهار بار)
در دل من شده عقده ها و بلا
یک نظر تا روم یک سفر کربلا
کربلا کربلا ( چهار بار )

 
سالار زینب ( چهار بار) ( دو بار)
امشب دل من آروم نداره
از فراق کربلا بیقراه
کی شود آیا دل پر بگرد
دشت بلا را بازم ببیند
دیوارم قلبم نقش تو دارد
دوباره این میل تو دارد
ئل بتو بستم ای نور عینم
افتخارم این است مست حسینم
سالار زینب ( چهار بار) ( دو بار)
کرببلایت صحن و سرایت
کرده هوش و عقل مرا آقا هوایی
بین الحرمینت آن نور عینت
کرده جو دل مرا نینوایی
کی می شود آن گنبد
زرد و طایی رنگتو آقا ببینم
با شور و مستی کنار عشق هستی
زانو زنم کنج حرم آقا بشینم
کرببلا کرببلا یا ثارالله
عباس علمدار سقا سپهدار
ای تک یل ام البنین عشق رقیه
آب آوری تو ، نام آوری تو
مشکت پاره دستت جدا جان رقیه
گوید سکینه ، آبی نمی خوام
دیگر عمو عباس من برگرد به خیمه
جان حسینت شاید که بارون از آسمان بیا عشق رقیه
کرببلا کرببلا یا ثارالله
پور دلاور ، برعالمی سر
نامت علی وصفت علی هیبت ابالفضل
شیر حنینی ، یا رحسینی
از حشم چشم تو فراری دشمن رذل
کی می شود ، سجده کنم
بر روی تل گریه کنم آنجا بمیرم
تشییع خود را با یک گل یاس
در علقمه یا کف العباست ببینم
 
عاشقی یاد عزیزان خداست
عشق ورزیدن به آل مرتضی است
گرچه بهر عشق دل ناقابل است
عشق ورزیدن فقط کار دل است
دل اگر افتد به صید مهر دوست
می کند هر آنچه خاطر خواه اوست
از شهادت اشکها جاری بود
خاک کوی یار گلکاری بود
از شهادت بوستان خاکستر است
سنگها بذر گل نیلوفر است
حس این این لذت به سن و سال نیست
هر کسی هم لایق این خال نیست
نوگلی که خانه اش قلب عموست
هر نگاهش با عمو در گفتگوست
اشکها پر زعشقش دیدنی است
هر طپش از قلب او بشنیدنی است
کاش می شد کربلا می ایستاد
چرخ تقدیر بلا می ایستاد
حلقه بر پای عمو با دست زد
سر به خاک پای آن سر مست زد
سیر در آغوش خود گل را فشرد
اشک غربت را ز چشمانش سترد
در هوا عطر حسن در هوا آکنده شد
یادگارش را عمو بویی نمود
مجتبی و خاطراتش زنده شد
دل زعطر غربتش آکنده ش
نوجوانش مرد میدان بلاست
تازه دامادش میان کربلاست
تازه دا مادی که نقل سنگ بود
دست و پایش غرق خون گلرنگ بود
هجله با حمله شمسیر شد
زینت این هجله صد ها تیر شد
 
کارم از زهد و دعا آخر به شیدایی کشید
تا شدم شیدا سر انجامم به رسوایی کشید
هر چه گفتم بی خرد این راه سخت و مشکل است
امد آوایی که عشق و عاشقی کار دل است
در پی کسب ادب با آن همه نالایقی
نام خود را ثبت کردم در کلاس عاشقی
در همان جا عاشقو دیوانه لیلی شدم
تا نگه کردم بخود دیدم ابالفضلی شدم
تا که نام دلربایش در دلم منزل گرفت
تک تک اعضای من ذکر ابوفاضل گرفت
 
مولا یا حسین ای هستی زینب ( دوبار)
یارب ، گشته این دل مست و دیوانه
دارد ، اشتیاق روی جانانه
گویم ، از سویدای وجود امشب
هستم من غلام دلبر زینب
مولا یا حسین ای هستی زینب ( دوبار)
یارب ، گشته این دل مست وجه الله
چشمم ، گشته گشته مات روی ثار الله
شاید ، او مرا مجنون خود داند
شاید ، کربلا امشب مرا خواند
مولا یا حسین ای هستی زینب ( دوبار)
 
با صد امید و بر در این خانه آمدم
اقرار می کنم که تو خوبی و من بدم
مردود تر زمن نبود بنده ای ولی
باور نمی کنم که تو مولا کنی ردم
ایمان من محبت و دینم ولایتت
بگذار دشمنا تو خوانند مرتدم
قابل نبوده ام که تو دعوتم ولی
مولا کریم بوده که بی دعوت آمدم
هر کس گرفت و دست توسل به دامنی
من دست خود به دامن آل عبا زدم
با این همه صفات نمک شناسیم
عمری کنار سفره آل محمدم
اینان مرا که جز تنی آلوده نیستم
تبدیل می کنند به روح مجردم
دریا حریف نیست که پاکم کند مگر
مولا به خاک کوی خود از لطف شویدم
 
یا حسین یا حسین یا ابا عبد الله (چهار بار)
مرغ دل پر کشد بر بام تو(دو بار)
روی قلبم شده حک نام تو (سه بار)
یا حسین یا حسین یا ابا عبد الله (چهار بار)
من غلام غلام نام تو
من خمارم خمار جام تو
غم عشقت بیابون پروم کرد
یا حسین یا حسین یا ابا عبد الله (چهار بار)
هوای وصل بی بال پرم کرد
به مو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرف خاکی بر سرم کرد
سه غم او مد بجونم هرسه یک بار
غریبی و اسیری و غم یار
غریبی و اسیری چاره داره
ولی آخر کشد ما را غم یار
 
با صد امید و بر در این خانه آمدم
اقرار می کنم که تو خوبی و من بدم
مردود تر زمن نبود بنده ای ولی
باور نمی کنم که تو مولا کنی ردم
ایمان من محبت و دینم ولایتت
بگذار دشمنا تو خوانند مرتدم
قابل نبوده ام که تو دعوتم ولی
مولا کریم بوده که بی دعوت آمدم
هر کس گرفت و دست توسل به دامنی
من دست خود به دامن آل عبا زدم
با این همه صفات نمک شناسیم
عمری کنار سفره آل محمدم
اینان مرا که جز تنی آلوده نیستم
تبدیل می کنند به روح مجردم
دریا حریف نیست که پاکم کند مگر
مولا به خاک کوی خود از لطف شویدم
 
لیلای خالق لیلی و مجنونه
آقای دلای بی سر و سامونه
دربدریم مسافریم بیا بریم بریم به شهر آرزو
سینه زنان گریه کنان مویه کنان بیا بریم دیار اون
غرقه به خون مست جنون ترانه خون
بریم با عشق و شور و شین
برهنه پا پیرن سیاه دست به دعا بریم به بین الحرمین
لیلای خالق لیلی و مجنونه
آقای دلای بی سر و سامونه
یه دلبره تاج سره که سروره میگن عزیز حیدره
با بدیا با زشتیا رسواییا بازم ما ها رو می خره
با زمزمه تو علقمه با هلهله بریم با هم تو حرمش
عقده دل وا بکنیم دعا کنیم میگن زیاد کرمش
لیلای خالق لیلی و مجنونه
آقای دلای بی سر و سامونه
 
از ازلم آشنا حب تو را یا حسین
تا به ابد با توام شکر خدا یا حسین
هر که حسینی شود خاک کند کیمیا
چیست مگر کیمیا عشق و صفا یا حسن
چون به دلی بنگری کرببلایی شود
این دل تنگم نما کرببلا یا حسین
هر که تو را مشتری است دوست خریدار اوست
جان مرا هر طرف کن ز خدا یا حسین
آنچه که آموختم از ره تو بندگی است
گو هر تقئی کنی بسکه عطا یا حسین
بانی این خیمه ها کیست بجز فاطمه
ناله او می کند روضه بپا یا حسین
 
لیلای خالق لیلی و مجنونه
آقای دلای بی سر و سامونه
دربدریم مسافریم بیا بریم بریم به شهر آرزو
سینه زنان گریه کنان مویه کنان بیا بریم دیار اون
غرقه به خون مست جنون ترانه خون
بریم با عشق و شور و شین
برهنه پا پیرن سیاه دست به دعا بریم به بین الحرمین
لیلای خالق لیلی و مجنونه
آقای دلای بی سر و سامونه
یه دلبره تاج سره که سروره میگن عزیز حیدره
با بدیا با زشتیا رسواییا بازم ما ها رو می خره
با زمزمه تو علقمه با هلهله بریم با هم تو حرمش
عقده دل وا بکنیم دعا کنیم میگن زیاد کرمش
لیلای خالق لیلی و مجنونه
آقای دلای بی سر و سامونه
 
سالار ابالفضل علمدار ابالفضل
هر لحظه و هرجا به حسین یار ابالفضل
در شوری و سینی یل شیر حنینی
پور علوی تو کاشف الکرب حسینی
سالار ابالفضل علمدار ابالفضل
هر لحظه و هرجا به حسین یار ابالفضل
ای قد تو رعنا مجنون تو لیلا
ای نقش کلاخود تو یا حضرت زهرا
در شوری و سینی یل شیر حنینی
پور علوی تو کاشف الکرب حسینی
دم ز ولای تو خدا می زند
نام تو را عرش صدا می زند
بوسه زده دست تو را مرتضی
شیر خدا بوسه بجا می زند
سالار ابالفضل علمدار ابالفضل
هر لحظه و هرجا به حسین یار ابالفضل
فاصل قبر تو تا شاه عشق
طعنع به سعی و به صفا می زند
بر لب شط زاده خیر النساء
بوسه به دستان جدا می زند
سالار ابالفضل علمدار ابالفضل
هر لحظه و هرجا به حسین یار ابالفضل
بر در احسان علمدار عشق
جن و بشر دست دعا می زند
مهدی زهرا چو کشد ذوالفقار
دم ز یل کرببلا می زند
سالار ابالفضل علمدار ابالفضل
هر لحظه و هرجا به حسین یار ابالفضل
یا ابوفاضل یا ابوفاضل 2
دلم اسیر دام حسینه کبوتر بین الحرمینه
یا ابوفاضل یا ابوفاضل
ولعن الله بنی امیه برات کرببلام با رقیه
دل من عاشق ایون طلاته آرزوم دیدن کرببلاته
یا ابوفاضل یا ابوفاضل
---
یا ابوفاضل مدد یا ابوفاضل 2
منم خاک رهت همیشه ذکر لبم همیشه بدون تو نمی شه
ابالفضل ابالفضل
تویی نگار مهربونم قبلگه جنونم از عشق تو می خونم
ابالفضل ابالفضل
عشقم ابالفضل دینم ابالفضل
نور هرش کبریا آیینم ابالفضل
جانم ابالفضل جانانم ابالفضل
تویی ارباب مه جبینم تویی حبل المتینم فرمانده یقینم
ابالفضل ابالفضل
منم حلقه بگوش راهت غلام روسیاهت گدای بی پناهت
ابالفضل ابالفضل
ساقی و سردار میر و سپهدار
سردبیر کشور دل جانم علمدار
جانم ابالفضل جانانم ابالفضل
من از همه جهان بریدم به عشق تو رسیدم چون تو مهی ندیدم
ابالفضل ابالفضل
تویی به ملک دل نگینی یل ام البنینی ذکر اهل یقینی
ابالفضل ابالفضل
شد قبله گاهم کرببلایت
طپش قلب حزینم خواند ثنایت
جانم ابالفضل جانانم ابالفضل

 

Home | روضه و نوحه | واحد | شور | زمینه و زمزمه | هروله